وقتی صحبت از سنت پترزبورگ میشود، شاید اولین چیزی که به ذهن مخاطبان خطور کند، کاخهای بینظیر، سنگفرشهای جذاب، خیابانهای دلباز و کانالهای عاشقانه باشد که در کنار موزهها و مراکز خرید و سالنهای تئاتر به یک مقصد تماشایی و جذاب برای گردشگران تبدیل شده است؛ اما سنت پترزبورگ تنها این موارد نیست. سنت پترزبورگ شاید تنها شهری باشد که از روند شکلگیری تا تبدیلشدنش به بزرگترین شهر تاریخ امپراتوری روسیه اینقدر دقیق مطلع باشیم و درعینحال این اتفاقات را در کمتر از یک دهه مشاهده کرده باشیم. سنت پترزبورگ از دل باتلاق و سرما و دریای بالتیک و جنگ میان روسیه و امپراتوری سوئد شکل گرفت، اما این شهر بهمرور و در طی قرنها به یک شهر بزرگ تبدیل نشد، بلکه تنها در یک دهه و به فرمان یکی از بزرگترین امپراتورهای تاریخ روسیه بنا شد و خیلی زود به یک دروازه و پنجره بزرگ به سمت اروپا تبدیل شد. پترکبیر سنت پترزبورگ را بر روی باتلاقهای رود نوا تأسیس کرد و تنها با الهامگیری از آمستردام که در آن زمان یکی از زیباترین شهرهای اروپا بود، پایتخت امپراتوری خود را بنا کرد؛ اما داستان شکلگیری این شهر زیبا تنها به معماری و طراحی شهری بازنمیگردد، بلکه یک رشته تاریخی از انسانیت، مقاومت، رؤیاپردازی و همدلی است. با ما همراه باشید تا در این مقاله به چگونگی تبدیلشدن سنت پترزبورگ به یکی از بزرگترین پایتختهای دنیا و پس از آن به پایتخت فرهنگی روسیه بزرگ بپردازیم و ببینیم چگونه رؤیای یک شخص میتواند کلید تشکیل بزرگترین امپراتوری دو قرن اخیر باشد.

برای درک دلیل اصلی ساخت سنت پترزبورگ باید به کمی قبلتر و به اواخر قرن هفدهم بازگردیم؛ زمانی که پیتر جوان اروپا دیده، کشتیسازی را آموخته و در آستانه تبدیلشدن به حاکم روسیه است. پترکبیر از اهمیت تجارت دریایی باخبر بود؛ روسیه که در آن زمان هم کشوری پهناور بود، هیچ ارتباط دریایی با آبهای آزاد نداشت؛ کشتیسازی و نیروی دریایی قویای نداشت و برای تجارت با اروپا مجبور بود که راههای طولانی و سخت را طی کند. جنگ شمالی با سوئد یک جرقه بزرگ را در ذهن پترکبیر روشن کرد؛ او باتلاقهایی که بعدها به سنت پترزبورگ تبدیل شدند را یک بستر مناسب برای شکلگیری بزرگترین بندر روسیه دید. نزدیکی به رودخانه نوا و خلیج فنلاند در کنار موقعیت استراتژیک مناسبی که این شهر در دسترسی به آبهای بالتیک داشت همگی باعث شدند تا پترکبیر فرصت را غنیمت شمرده و پایههای ساخت بزرگترین بندر روسیه را بنا کند. شهری که شاید در ابتدا بهعنوان پایتخت آینده روسیه به آن نگاه نمیشد، اما در کمتر از ده سال پترکبیر ثابت کرد که میتواند در تمام زمینهها از جمله فرهنگی و معماری نیز با اروپا به رقابت بپردازد. شهری که حتی همین امروز در دنیای مدرن نیز با مسکو فاصله بسیار زیادی دارد، در آن زمان یک معجزه در قلب امپراتوری روسیه بود. شروع ساخت یک دروازه بزرگ به غرب با شکست امپراتوری سوئد در جنگ شمالی کلید خورد و خیلی زود پترکبیر با ساخت دژ پتر و پاول امنیت منطقه را برای خود تضمین کرد تا بهمرور و در کمتر از ده سال سنت پترزبورگ را بنا کند؛ اما ساخت این شهر خود داستان ویژهای دارد که در ادامه به آن میپردازیم.

شاید بتوان نقطه آغازین شروع ساخت سنت پترزبورگ را کاملاً دقیق مشخص کرد؛ بیست و هفتم مه ۱۷۰۳، زمانی که پترکبیر دستور ساخت قلعه پتروپاول را بر روی جزیره هار به جهت حفاظت از زمینهای تصرفشدهٔ شمالی بر روی خرابههای قلعه تازه فتح شده سوئدی صادر کرد. در این تاریخ میتوان گفت که ساخت سنت پترزبورگ آغاز شد، اما این تازه ابتدای مسیر بود. زمینهای مردابی و غیر هموار، رطوبت زیاد، عدم سختی زمین همگی باعث شده بودند تا بسیاری از مشاوران پتر پیشنهاد فراموشی ساخت شهر را به وی ارائه کنند، اما پتر بههیچعنوان از خواسته خود عقب ننشست؛ بهجای آن، با آوردن کارگران از سراسر روسیه، معماران از اروپا، باطل کردن مجوز ساخت بنای سنگی خارج از سنت پترزبورگ، عدم اجازه آزادانه ساختوساز که به همراه آن باعث سرازیرشدن بناها و معماران به سنت پترزبورگ شد و حتی وضعکردن قانون حداقل مقداری سنگ برای ساختوساز در سنت پترزبورگ در زنجیره دادوستد شهر همگی باعث شدند که البته با تلفات فراوان، سنت پترزبورگ رفتهرفته شکل یک شهر اروپایی را به خود بگیرد. ازآنجاییکه پترکبیر دستور ساخت این شهر را صادر کرده و آن را سنت پترزبورگ نامیده بود، بسیاری بهاشتباه تصور میکنند که منظور پترکبیر شخص خودش، اولین امپراتوری روسیه بوده است؛ این در حالی است که نام سنت پترزبورگ از یکی از حواریون مسیح یعنی پتر مقدس میآید که یکی از فرشتههای حامی امپراتوری روسیه بوده است. سنت پترزبورگ خیلی سریعتر از آنچه بسیاری تصور میکردند شکلوشمایل یک پایتخت اروپایی را به خود گرفت و باعث شد تا اشرافزادگان نیز به این شهر سرازیر شده و بر اساس نقشههای معماری بینظیری که معماران اروپایی با همکاری معماران روسی آماده کرده بودند کاخها و عمارتهای بینظیری را در این شهر بنا کنند که امروزه به بخش جداییناپذیری از صنعت گردشگری شهر تبدیل شده است.

شاید باورش سخت باشد، اما پترکبیر در ابتدا قصد نداشت تا سنت پترزبورگ را بهعنوان پایتخت خود معرفی کند. این شهر بندری و نظامی در نزدیکی امپراتوری سوئد بود و این برای آینده روسیه خطرناک بود، اما در سال ۱۷۲۱ بود که امپراتوری سوئد بخش زیادی از ادعای خود بر دریای بالتیک را به روسیه واگذار کرد و پتر با جشنگرفتن این موفقیت بزرگ در جنگ شمالی، در کلیسا تثلیث با برقراری مراسم تاجگذاری خود را اولین امپراتوری روسیه بزرگ معرفی کرده و پایتخت را به سنت پترزبورگ منتقل کرد. این اتفاق تازه ابتدای مسیر تبدیلشدن سنت پترزبورگ به بزرگترین پایتخت اروپا بود؛ وی با تأسیس آکادمی سلطنتی روسیه و دانشگاه این کشور توانست چهرههای علمی فراوانی را در روسیه و برای آینده سنت پترزبورگ پرورش دهد. البته پس از مرگ وی، آینده سنت پترزبورگ در هالهای از ابهام بود؛ چراکه فرزندش پایتخت را به مسکو بازگرداند و ساختوساز سنت پترزبورگ متوقف شد و تنها پس از دخالت و به سلطنت رسیدن همسر پیتر یعنی آنا ایوانوونا مجدد پایتخت به سنت پترزبورگ بازگشت، اما پس از آن با حضور ملکههای قدرتمندی همچون الیزابت دختر پیتر کبیر و ملکه کاترین کبیر که همسر نوادگان پیتر بود مجدداً رونق به سنت پترزبورگ بازگشت و این شهر را به یک مرکز فرهنگی و هنری در کنار معماری زیبا و قدرت سیاسی اصلی امپراتوری روسیه تبدیل کرد. ساختمانها و مجسمههای مشهور نیز در این دوران ساخته شدند از جمله مجسمه اسبسواری برنزی که ادای احترامی به پترکبیر از طرف کاترین کبیر بود. میدانهای کاخ، میدان تئاتر و میدان هنر نیز در این دوره به سنت پترزبورگ اضافه شدند. ساختمان کاخ زمستانی که امروزه یکی از مهمترین جاذبههای گردشگری روسیه و سنت پترزبورگ است و خانه دومین موزه بزرگ هنری جهان یعنی آرمیتاژ است نیز در این دوران ساخته شدهاند. امروزه دیگر هیچکس نمیتواند بگوید که رؤیای پتر یک رؤیای باطل بوده است و این رؤیا کاملاً به واقعیت تبدیل شدند تا سنت پترزبورگ در بالاترین ردههای برترین پایتختهای اروپا قرار بگیرد. البته این پایان ماجرا نبود و سنت پترزبورگ دوران سختی را نیز سپری کرد که خوشبختانه باعث سرنگونی و نابودی آن نشد.

دوران خوش سنت پترزبورگ با شروع جنگ جهانی اول به پایان نزدیک شد؛ در آغاز جنگ نام شهر به پتروگراد تغییر یافت و از همان زمان به مرکزی تبدیل شد تا بلشویکها را به انقلاب تشویق میکرد. در سال ۱۹۱۸ با پیروزی بلشویکها و انقلاب روسیه، پایتخت به مسکو منتقل شد و این عنوان پس از حدود دو قرن از پتروگراد گرفته شد. پس از مرگ لنین نیز نام این شهر مجدداً تغییر کرده و به لنینگراد تغییر یافت. در این دوران سنت پترزبورگ جایگاه خود را کاملاً ازدستداده و بیشتر آثار هنری و ارزشمند این شهر نیز به مسکو منتقل شده بودند. این دوران سخت در زمان جنگ جهانی دوم رو به فاجعه میل کرد؛ لنینگراد بیش از ۹۰۰ روز تحت محاصره ارتش آلمان نازی قرار گرفت. باوجود سرمای فراوان روسیه و کمبود خوراک و دارو، لنینگراد هیچگاه سقوط نکرد و به نماد مقاومت در تاریخ روسیه تبدیل شد. این دوران تاریک البته با پایان جنگ به پایان نرسید و تا زمان فروپاشی شوروی همچنان لنینگراد نتوانست جایگاه اصلی خود بازگردد. پس از فروپاشی حکومت شوروی البته نام سنت پترزبورگ مجدداً به این شهر اهدا شد و با حفظ هویت اروپایی و هنری خود توانست بهعنوان پایتخت فرهنگی روسیه را به خود اختصاص دهد. اگرچه دیگر خبری از پایتختی و شکوه و عظمتی که در دوران امپراتوری روسیه از سنت پترزبورگ دیده بودیم نبود، بااینوجود همچنان یکی از بزرگترین شهرهای روسیه به شمار میرود که تعداد بیشماری آثار هنری و فرهنگی در آن یافت میشود از جمله دومین موزه بزرگ هنری جهان که در قلب این شهر و کاخ زمستانی جای گرفته است. شاید همین دلایل باشد که هنوز هم سنت پترزبورگ یکی از محبوبترین مقصدهای گردشگری روسیه است و شاید به همین دلیل باشد که هنوز هم بسیاری از اهالی روسیه سنت پترزبورگ را بهعنوان همان دریچهای میشناسند که پترکبیر در زمان خود رو به اروپا بازکرده بود.

امروزه میراث پتر همچنان در سنت پترزبورگ باقی است و بسیاری از مکانهایی که وی در سنت پترزبورگ تأسیس کرده است همچنان در جای خود محکم ایستادهاند. این امر باعث میشود تا گردشگران بیشتر برای قدمزدن در سطح شهری که روزگاری مرداب بوده و تبدیل به یکی از بزرگترین پایتختهای اروپایی شود مشتاق باشند. از قلعه پتر و پاول که اولین سازه شهر بوده تا کاخ تابستانی که محل زندگی پتر و همسرش به شمار میرفته و یا ساختمان آکادمی علوم که توسط پتر در این شهر تأسیس شده است تا باغ تابستانی که به محل گردهمایی اشرافزادگان تبدیل شده بود همگی از جمله مکانهایی هستند که شخص پترکبیر زمانی در آنها قدم گذاشته است. البته جاذبههای گردشگری سنت پترزبورگ بهقدری زیاد است که شاید فرصت بازدید از تمام آنها برایتان پیش نیاید؛ موزه آرمیتاژ در کاخ زمستانی خود شاید چندین روز زمان را به خود اختصاص دهد؛ البته که اگر بخواهیم واقعبینانه نگاه کنیم باوجود دیگر جاذبههای گردشگری همچون کلیساهای کازان و اسحاق مقدس، کاخهای سلطنتی و اشرافی در سطح شهر، موزههای بینظیر سنت پترزبورگ همچون موزه فابرژه و بسیاری جاذبه گردشگری کوچک و بزرگ دیگر در حومه سنت پترزبورگ همچون پترهوف و کاخ کاترین در پوشکین ممکن است اختصاص دادند چندین روز به یک موزه کار چندان منطقی نباشد، هرچند که این موزه واقعاً ارزشش را خواهد داشت. شما میتوانید برای آشنایی با تمام جاذبههای گردشگری سنت پترزبورگ و اطراف آن و همچنین چگونگی اخذ ویزای الکترونیکی روسیه که توسط آژانس ما در دفتر خدمات مسافرتی سیاره سرخ به بهترین قیمت و سریعترین زمان ممکن ارائه میشود مراجعه کنید. همچنین برای رزرو بلیت پرواز و هتل نیز جای نگرانی نیست؛ چراکه ما از صفر تا صد مسیر را همراه شما خواهیم بود و اجازه نمیدهیم ذرهای خلل در برنامههای سفر شما به روسیه ایجاد شود. با ما تماس بگیرید.

نظر خود را با ما به اشتراک بگذارید